کتابهای منتشر شده در زمینه ارتباطات اجتماعی در سال 87
برای اشنایی بیشتر با کتابهای منتشرشده در زمنیه علوم ارتباطات اجتماعی ، کتابهایی که در این زمینه منتشر شده آن هم در سال 87 برای شما ذکر می شود:
● اکسفورد، بری و هاگینز، ریچارد (1387). رسانههای جدید و سیاست. ترجمهی بابک دربیکی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
● اکو، امبرتو (1387). نشانهشناسی. ترجمهی پیروز ایزدی، تهران: ثالث.
ادامه مطلب
به یاد پدر که هر سال این روز را به او تبریک می گفتم

هر سال با فرارسیدن روز پدر سعی می کردم به شهرستان بروم و از نزدیک دستانش را ببوسم یکی دو بار هم نتوانستم و با تلفن این روز را به پدرم تبریک گفتم اما دو سال است که دیگر نه می شود از نزدیک دستانش را بوسید و نه تلفنی به ا و تبریک گفت....
آرزومندم که تمام پدران ایرانی سالم و با روحیه شادمانه سالهای زیادی را چتری برسر فرزندانشان باشند و پدرانی که از این دنیا رفته اند بر سر سفره ائمه اطهار (ع) میهمان باشند.
رکن پنهان دموکراسی
دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به پایان رسید اما درسهای زیادی به همراه داشت. مسائلی را هم ایجاد کرد که برخی از آنها برای اولین بار بود که رخ می داد مثل اغتشاشات بعد از اعلام نتایج و تحمل اندک برخی از افراد ...
حضور ۸۵ درصدی مردم موضوعی است که باید پژوهشگران درباره علل ان تحقیق کنند اما از دید ارتباطاتی مناظره هایی که تلویزیون برگزار کرد بسیار جای بحث و بررسی دارد .
مناظره هایی که تا ساعاتی پس از نیمه شب خانواده ها را در پای تلویزیون نگهداشت . اگر از زنان خانه دار که کمتر به مسایل سیاسی علاقمند بودند بگذریم کودکان چهار پنج ساله نیز دیگر به راحتی اسامی چهار نامزد انتخاباتی را یاد گرفته بودند.
مناظره ها محک بسیار خوبی بودند تا مردم به راحتی و بدون واسطه کسی نقاط ضعف وقوت نامزدها را ببینند و پس از آن فرد مورد نظر خود را انتخاب کنند .
ادامه مطلب
وبلاگ گردی های منجر به خیابان گردی
اما اعتراف برخی از دختران و پسرانی که دچار مشکل شده اند و در صفحه حواد ث روزنامه ها شرح زندگی اشان چاپ شده بعد دیگری را نشان می دهد.
نشان می دهد که نه تنها وبلا گ گردی جای خیابان گردی را نگرفته بلکه برخی از جوانان و نوجوانانی که دلهای پاکی دارند و از خیابان گردی و حواشی ان کمتر اطلاع داشتند ناخواسته در دام افراد فریبکار و بلاگ گرد قرار می گیر ند و بعد خیابان گرد حرفه ای می شوند.
این مطلب فقط دیدگاه من درباره ان مقاله بود نه اینکه بگویم با تکنولوژیهای روز که چاره ای جز پذیرش انها نیست مخالف باشم .اگر بخواهیم پیامدهای منفی این تکنولوژیها را کاهش بدهیم باید از راه دیگر وارد شد که می توان به .....
ْْْطلاهایی که دیگر قیمتی نیستند
یادمه وقتی دانشجوی دانشگاه تبریز بودم استاد خانمی داشتیم که در طول هفت ترمی که من ا نجا درس می خواندم هیچ وقت ندیدم طلا دستش باشه برعکس بعضی استادای دیگه .
یه روز که تو وقت استراحت کلاس ،دانشجو های دختر همکلاسی از ایشان سئوال کردن که چرا طلاندارید گفت من از کوچکی برعکس خانم های دیکه هیچ وقت به طلا و جواهر علاقه ای نداشتم هر چی پول داشتم می دادم کتاب . حتی موقع عروسی به همسرم گفتم به جای سرویس طلا ۱۰۰ جلد کتاب مورد علاقه ام را بخره .در اصل طلاهای من کتابهام که تا الان به بیش از ده هزار نسخه رسیده . اگه به کتاب خواندن رغبتی نداشتم هیچ وقت به این درجه علمی نمی رسیدم.
وقتی به اخرین وصیتها و نصایح افراد بویژه بزرگان و توابغ نگاه می کنی همه بر یک چیز تاکید دارند وانهم اینکه عمرت را بیهوه هدر نده .
ادامه مطلب
اگه این نوروز نبود
این ایام نوروز هم کارکرد مهمی تو اجتماع ما ایرانی ها داره اگه این نوروز نبود ُ ممکن بود بعضی ها ندونن که فامیلی یا قوم و خویشی هم دارن / کدورتها سالیان سال باقی می موند / کسی فکر نمی کرد که عمرش داره زود زود می گذره مثل باد ُ بلکه شاید به فکر بهینه استفاده کردن از اون بیفاتند و برای زندگیشون برنامه ریزی کنن / کارمندا هم نفسی به راحتی نمی کشیدن و چند روزی را از قال وقیل کار راحت نمی شدن.
راستی چرا دیگه شاعرا برا نوروز شعر نمی گن

داشتم برای گزارش نوروز در زبان وادبیات فارسی تحقیق می کردم هر چی نگاه می کردیم شعرها مال شعرای قرنهای گذتشه بویژه چهارم تا هشتم بود و از شعرای معاصر کمتر کسی شعر ی تو این زمینه سروده حالا اینکه دیگه چرا نوروز بهانه ای برای سرودن شعر نیست پاسخش رو نمی دونم ممکنه به قول اقای سعید وزیری محقق و نویسنده شاید به این علت که به شعرای قرنهای گذشته برای هر شعر صله داده می شد و بیشتر شاعران نیز برای شادی دل شاهان شعر می گفتند بویژه در ایام نوروز...
ادامه مطلب
آخرین دقایق سال 87
ح
فردا بعد از ظهر سال کهنه تحویل می شه و سال نو به جاش میآد انگار همین دیروز بود که عید پارسال کنا رهم نشسته بودیم و لحظه تحویل سال با هم دعا کردیم . اسم تحویل سال را که اوردم یاد اخرین تحویل سالی افتادم که کنار پدر با همه برادرا و خواهرا نشسته بودیم لحظه تحویل سال اخرای شب بود همه نشسته بودیم اما پدرم به خاطر خستگی دراز کشیده بود تو رختخواب انگار می دونست که دیگه سال بعد لحظه تحویل پیش مانیست یادش بخیر و روحش شاد.
مس سرچشمه ،مدیریت ، رفاه ، پیشرفت
این بود که تصمیم گرفتم درباره مس سرچشمه تحقیق کنم :
ادامه مطلب
حق وعدالت با علی در خاک رفت و قاب شد
آندم که شمشیر عدو فرق حقیقت را شکافت
حق وعدالت با علی در خاک رفت و قاب شد
اتل متل توتوله
عدل علي چه جوره؟
راستي ميشه عدالت
باز بزنه جوونه؟
يکي چشاش بارون و
يکي پولاش پاروه
يکي داره ميميره
منتظره داروه...
يکي شبا سرش رو
گشنه زمين ميزاره
اون يکي بس که خورده
نميتونه بخوابه !
يکي باباش رئيسه
راحت ميره اداره
اون يکي بيکاره چون
بند«پ» رو نداره!
يکي واسه تعطيلات
کيش رو قبول نداره
يکي براي کفش
بچهها پول نداره!
يکي سه چارتا خونه
اون بالاي شهر داره
يکي اجاره خونهش
مونده ، ولي نداره
يکي چونکه رئيسه
حق داره که بدزده!
قانون تو اين موارد
انگاري هيچ نگفته!
يکي با ريش و تسبح
پشت ميز ادارهست
خونه، ماشين و موبايل
پيشکشيه ادارهست!
يکي بي ريش و تسبيح
میليونر عالمه
فکر نکني که خستهست
اينجور پولا راحته
تو اين ميون يکي هم
دردا رو خوب ميفهمه
اونيکه هشدار ميده
آره! بازم رهبره
کاشکي ما هم بفهميم
چي ميگذره دورمون
راه و مرام علي
کاشکي بياد بينمون...

